- نویسنده : گیلان خواست
- 28 اردیبهشت 1405
- کد خبر 18408
- 28 بازدید
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
به گزارش گیلان خواست از رشت یوسف هاشمی، فعال فرهنگی در یادداشتی نوشت؛
سالروز پیوند آسمانی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)، الگویی برای تمام فصول و فرصتی برای بازخوانی یک «مانفیست اجتماعی» است.
در روزگاری که مفاخر قبایل بر اساس ثروت و شترهایشان سنجیده میشد، پیوندی شکل گرفت که تمام معادلات مادی را برهم زد.
مهریهای اندک، جهیزیهای در حد نیاز و خانهای مملو از صفا.
این ازدواج ثابت کرد که «خانواده» نه بر پایه انباشت سرمایه، بلکه بر مدار «مودت و ایثار» بنا میشود.
اما سوال اینجاست؛ چرا امروزه آن الگوی ساده، به کلافی سردرگم تبدیل شده است؟
و واقعیتهای تلخ پشت ویترینهای لوکس چیست؟!
امروز وقتی از ازدواج جوانان حرف میزنیم، بلافاصله سایه سنگین اعداد و ارقام بر ذهنها چیره میشود.
اگر در صدر اسلام، زرهِ علی (ع) برای آغاز زندگی کافی بود، امروز جوانِ ما برای شروع باید از هفتخوانِ مسکنهای نجومی، تالارهای مجلل و جهیزیههایی بگذرد که بیشتر شبیه به نمایشگاه لوازم خانگی است تا وسایل مورد نیاز زندگی.
باید صادقانه گفت؛ بخشی از کاهش آمار ازدواج، ناشی از «تغییر ارزشها» و غلبه نگاه تشریفاتی است؛ اما بخش بزرگتر و تعیینکنندهتر، به زیرساختهای اقتصادی بازمیگردد.
همانطور که کارشناسان این حوزه تأکید دارند، وقتی «مسکن، بهداشت و آموزش» از حقوق اساسی به «کالاهای سرمایهای» تبدیل شوند، تشکیل خانواده از یک روال طبیعی به یک «ریاضت اقتصادی» بدل میشود.
نمیتوان از جوانان انتظار داشت با شعار و توصیه، به سوی تشکیل خانواده گام بردارند در حالی که سد محکمی به نام «تورم» و «ناپایداری شغلی» مسیر آنها را بسته است.
ازدواج در اسلام «مایه آرامش» (لتسکنوا الیها) توصیف شده، اما وقتی هزینه اجارهبهای یک آپارتمان کوچک، تمام دستمزد یک ماهِ یک کارمند یا کارگر را میبلعد، دیگر جایی برای آن آرامش باقی نمیماند.
فشارهای اقتصادی تنها جیب جوانان را نشانه نرفته، بلکه «امنیت روانی» آنها را نیز مخدوش کرده است.
ترس از فردای نامعلوم، باعث شده تا بسیاری از جوانان مستعد، علیرغم میل باطنی، عطای تشکیل خانواده را به لقایش ببخشند.
برای حل این بحران، نیازمند یک حرکت دوگانه هستیم؛ اولاً در سطح فرهنگیدر سطح فرهنگی باید از بندِ تشریفات زاید و «فرهنگِ تظاهر» رها شویم.
بازگشت به سادگیِ علوی و فاطمی، نه یک عقبگرد، بلکه یک پیشرفت اخلاقی است. خانوادهها باید به جای سختگیری در مهریه و جهیزیه، بر «اصالت و اخلاق» تمرکز کنند.
ثانیا در سطح ساختاری، حاکمیت و دستگاههای اجرایی باید بدانند که حمایت از ازدواج، با وامهای بانکیِ بهرهدار و مقطعی محقق نمیشود.
حل معضل مسکن و ایجاد ثبات اقتصادی، اصلیترین «هدیه ازدواج» دولت به جوانان است. تا زمانی که مسکن یک حق در دسترس نباشد، سخن گفتن از جوانیِ جمعیت و تسهیل ازدواج، تنها در سطح شعار باقی میماند.
پیوند علی (ع) و زهرا (س) به ما آموخت که فقر مالی نباید مانع تشکیل کانون خانواده شود، اما مشروط بر آنکه جامعه نیز بر اساس «عدالت» بنا شده باشد.
برای آنکه جوانان امروز ما بتوانند با اطمینان خاطر «بله» بگویند، هم به «همت عالی» خانوادهها در سادهگیری نیاز داریم و هم به «غیرت مدیریتی» مسئولان در ساماندهی به وضعیت معیشت.
بیاییم سنگها را از پیش پای لنگِ ازدواج برداریم تا دوباره عطر خوش زندگی در کوچههای شهرهایمان بپیچد.
